پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴

خرم دل آن کس که به غم های تو شاد است

الّا غم رخسار تو غم ها همه باد است

بگشا گره از ابروی مشکین که ببینند

کاندر خم ابروی تو پیوسته گشاد است

در طلعت تو صنع الهی بتوان دید

گویی مگر آیینه سکندر به تو داده‌ست

چندین ارنی گوی به اطوار دوانند

عکسی مگر از روی تو به کوه فتاده‌ست

بگذر به چمن چون گل سیراب و نظر کن

در غنچه که از شرم تو بُرقع نگشاده‌ست

از سرو سرافراز بنه سرکشی از سر

کاین باغچه را سرو بسی همچو تو یاد است

شوخی مکن و چهره میفروز که در خاک

بس چهره شاهان منوچهر نژاد است

هر لاله که بر دشت نمودار کلاهی است

تاج سر جمشید و فریدون و قباد است

چون ابن حسام از دو جهان قطع نظر به

آنرا که سر کوی تو میعاد و معاد است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶اگر چه خُرده شناس و مبصّرم به حدیث
  2. غزل شمارهٔ ۴۷ای کرده به غمزه دل صد شیفته تاراج
  3. غزل شمارهٔ ۴۸لَمَع البَرقُ و النُجوم یَلوح
  4. غزل شمارهٔ ۴۹بشکفت بر چمن گل عذرا عذار سرخ
  5. غزل شمارهٔ ۵۰لبت یاقوت گوهر پوش دارد
  6. غزل شمارهٔ ۵۱به جرعه ای که ز جام جهان نما بخشند
  7. غزل شمارهٔ ۵۲مگر چو دردکشان جام بی ریا بخشند
  8. غزل شمارهٔ ۵۳نگار من همه آیین دلبری دارد
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.