پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳

نگار من همه آیین دلبری دارد

ولی زعاشق بیچاره دل بری دارد

لبش به بوسه گر اب حسات می بخشد

به غمزه شیوه ی جور و ستمگری دارد

چنانکه در رخ او آیت ید بیضاست

فریب نرگس او سحر سامری دارد

چو من رقیب گر آشفته و پریشان است

عجب مدار که او چشم بر پری دارد

خیال روی بتان می پرستد ابن حسام

مگر طریق و ره و رسم آزری دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵بیا بیا که در این خطهٔ خراب‌آباد
  2. غزل شمارهٔ ۵۶گل به فصل بهار می خندد
  3. غزل شمارهٔ ۵۷غمی دارم که وا گفتن نشاید
  4. غزل شمارهٔ ۵۸با خال تو گر مشک به دعوی بنشیند
  5. غزل شمارهٔ ۵۹باحسن تو مه در صف دعوی ننشیند
  6. غزل شمارهٔ ۶۰ان را که مهر روی تو در دل نیافتند
  7. غزل شمارهٔ ۶۱خرم تر از رخت به چمن گل نیافتند
  8. غزل شمارهٔ ۶۲تا قامت چو سرو تو بالا کشیده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.