پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸

با خال تو گر مشک به دعوی بنشیند

حقّا که نه بر صورت معنی بنشیند

ابروی تو نگذاشت که اندر خم محراب

یک گوشه نشین از سر تقوی بنشیند

آنرا که به نقد از سرکوی تو بهشت است

جیفست که بر نسیه ی عقبی بنشیند

خاک قدمت روشنی چشم ضریرست

بگذار که در دیده ی اعمی بنشیند

شاید که بود روشنی دیده ی مجنون

زان گرد که بر دامن لیلی بنشیند

آن کز سر کوی تو کند میل به فردوس

اولی نکند گرچه به اولی بنشیند

خون جگر ابن حسام است که هر دم

بر رهگذر دیده چو سیلی بنشیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰ان را که مهر روی تو در دل نیافتند
  2. غزل شمارهٔ ۶۱خرم تر از رخت به چمن گل نیافتند
  3. غزل شمارهٔ ۶۲تا قامت چو سرو تو بالا کشیده‌اند
  4. غزل شمارهٔ ۶۳دل اگر رود ز حریم کوی تو ای صنم به کجارود؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۴آن‌ها که طرف روز به گیسو گرفته‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۶۵شب عیش است و ساقی با شراب ناب می‌آید
  7. غزل شمارهٔ ۶۶جان را همیشه بر سر کوی توراه باد
  8. غزل شمارهٔ ۶۷هلال عید کزین طاق زرنگار برآید
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.