پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵

شب عیش است و ساقی با شراب ناب می‌آید

ز عکس طلعت او شعلهٔ مهتاب می‌آید

شب اندوه و تنهایی مرا از مطلع دولت

بشارت داد کان خورشید عالم‌تاب می‌آید

چو اندر دیده می‌آید خیال لعل میگونت

به جای آبم از دیده همه خوناب می‌آید

برفت از نالهٔ من خواب خوش از دیدهٔ مردم

الا ای مردم دیده ترا چون خواب می‌آید

خیال ابرویت در چشم من پیوسته می‌گردد

مه نو بین که چون ماهی میان آب می‌آید

زتاب زلف مشکینت صبا بر خویش می‌پیچد

صبا را غالبا از پیچ زلفت تاب می‌آید

سواد ابن حسام از نامه می‌شوید به آب چشم

چو در وقت کتابت یادش از احباب می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷هلال عید کزین طاق زرنگار برآید
  2. غزل شمارهٔ ۶۸مرا هوای تو هرگز زسر به در نرود
  3. غزل شمارهٔ ۶۹چشم تو تیر غمزه چو اندر کمان نهاد
  4. غزل شمارهٔ ۷۰رخت نمونه ی صورت نگار چین باشد
  5. غزل شمارهٔ ۷۱هرشب از طوفان چشم آب از سرما بگذرد
  6. غزل شمارهٔ ۷۲چون عارض تو سنبل مشکین برآورد
  7. غزل شمارهٔ ۷۳جز خم زلفت دلم پناه ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۷۴عارض تو چون خط سیاه برآرد
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.