پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰

رخت نمونه ی صورت نگار چین باشد

عجب که درهمه چین صورتی چنین باشد

به آستانه ی جنت فرو نیارد سر

سری که بر سر کوی تو برزمین باشد

هوای باغ و تمنای راغ در سر نیست

مراکه داغ هوای تو بر جبین باشد

دهان ز چشم من تنگدل چو پوشانی

مگیر خرده برآن کس که خرده بین باشد

دلم زعشوه ی چشم تو چون تواند رست

که فتنه ایش زهر گوشه درکمین باشد

بریخت مردم چشمت به غمزه خون دلم

برو حلال ولی مردمی نه این باشد

اگر نوازی و گر می کشی ترا زیباست

که نازنین چه کند کان نه نازنین باشد

ز دود سینه ی من گر حذرکنی شاید

که آه سوختگان دود آتشین باشد

شکیب ابن حسام از لب تو ممکن نیست

مگس چگونه شکیبد چو انگبین باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲چون عارض تو سنبل مشکین برآورد
  2. غزل شمارهٔ ۷۳جز خم زلفت دلم پناه ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۷۴عارض تو چون خط سیاه برآرد
  4. غزل شمارهٔ ۷۵یاد لبت کنم دهنم پرشکر شود
  5. غزل شمارهٔ ۷۶اگر ساقی به بزم ما قلندر وار بنشیند
  6. غزل شمارهٔ ۷۷قول مطرب دل من دوش به راهی زد و برد
  7. غزل شمارهٔ ۷۸خط مشکین که بر گرد رخت چون عود می‌گردد
  8. غزل شمارهٔ ۷۹ما را به جای آب اگر از دیده خون رود
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.