پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵

یاد لبت کنم دهنم پرشکر شود

نام رخت برم همه عالم قمر شود

با ابروی سیاه تو پیوسته ام خیال

تاکی خیال کج زسر ما بدر شود

تیر خدنگ غمزه ات از دل کند گذر

گر نه فضای سینه مرو را سپر شود

بنشین که با تو عمر گرامی به سر بریم

عمر آنچنان خوش است که باجان به سر شود

شرح فراق یار نوشتن مجال نیست

کز آب دیده صفحه ی طومار تر شود

ما ره به اختیار به مقصد نمی بریم

آری مگر عنایت او راهبر شود

هر نیک و بد که بر سر ما می رود قضاست

هرگز گمان مبر که نبشته دگر شود

ابن حسام چشم به بهبود روزگار

مگشای و زان بترس کزین هم بتر شود

بگذر ز سر که در ره عشاق اگر ترا

کاری به سر شود هم از این رهگذر شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷قول مطرب دل من دوش به راهی زد و برد
  2. غزل شمارهٔ ۷۸خط مشکین که بر گرد رخت چون عود می‌گردد
  3. غزل شمارهٔ ۷۹ما را به جای آب اگر از دیده خون رود
  4. غزل شمارهٔ ۸۰مژده ای دل مر ترا کآرامش جان می‌رسد
  5. غزل شمارهٔ ۸۱خط تو دایره ی مشک گرد ماه کشید
  6. غزل شمارهٔ ۸۲گرملک بنگرد آن چشم خوش و لعل لذیذ
  7. غزل شمارهٔ ۸۳زیاده می کند آن چشم پرخمار خمار
  8. غزل شمارهٔ ۸۴خطت مشکست و خالت عتبر تر
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.