پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۴

خطت مشکست و خالت عتبر تر

جهان را کرده ای پر مشک و عنبر

رخ ولبت را مپوش از دردمندان

زمعلولان که پوشد گل به شکر؟

قد سرو و لبت در روضه ی جان

نشان طوبی است و آب کوثر

رخت آیینه ی صنع الهی است

تعالی شانه الله الکبر

ز ابرویت که آن مشکین خیالیست

هلالی بسته ای بر ماه انور

برت گفتم کشم یک شب در آغوش

به خنده گفت ناید سرو در بر

مرا پیوسته هست از آرزویت

خیالی کج چو ابروی تو در سر

ببر آب و لطافت سرو و گل را

چو سرو ناز بر گلزار بگذر

درتو اهل دولت را مآب است

سر ابن حسام و خاک آن در

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۶ای ز بی‌غمخواریت هردم دلم غمخواره‌تر
  2. غزل شمارهٔ ۸۷دلم فدای تو باد ای نسیم عنبر بیز
  3. غزل شمارهٔ ۸۸زبس که می کند آن چشم فتنه بر من ناز
  4. غزل شمارهٔ ۸۹می بیارید که ایام بهار است امروز
  5. غزل شمارهٔ ۹۰آتش مهرتو در سینه نهان است هنوز
  6. غزل شمارهٔ ۹۱چو زلف دوست بباید شبی سیاه و دراز
  7. غزل شمارهٔ ۹۲شیخ را صومعه در رهن شراب است امروز
  8. غزل شمارهٔ ۹۳بیا به میکده بفروش خرقهٔ ناموس
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.