پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱

چو زلف دوست بباید شبی سیاه و دراز

که با خیال رخت در درون پرده ی راز

دل شکسته ی آشفته ی پریشان حال

تطاول سر زلفت به شرح گوید باز

فرو گرفت غم دل فضای سینه ی من

کجاست ساقی گلرخ شراب غم پرداز

به عشوه عربده با روزگار نتوان کرد

که دهر عشوه فرو شست وچرخ عربده ساز

اگر چه درگه یار از نیاز مستغنی است

تو بر مدار سر از خاک آستان نیاز

عجب نباشد اگر عاقبت شود محمود

کسی که خدمت شایسته کرد همچو ایاز

زفیض دوست چو در هر سری تمناییست

امید ابن حسام است و لطف بنده نواز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۳بیا به میکده بفروش خرقهٔ ناموس
  2. غزل شمارهٔ ۹۴خبری جان دل ز جانان پرس
  3. غزل شمارهٔ ۹۵دلا رعنایی سرو از چمن پرس
  4. غزل شمارهٔ ۹۶دوش از فراغ روی تو با روی سندروس
  5. غزل شمارهٔ ۹۷ما را ازین چمن صنمی گلعذار بس
  6. غزل شمارهٔ ۹۸صبا نشان غبار دیار یار بپرس
  7. غزل شمارهٔ ۹۹زهّاد و عُجب و گوشهٔ محراب و کار خویش
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۰دانی چه گفت سالک خمّار خانه دوش
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.