پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰

دانی چه گفت سالک خمّار خانه دوش

بشنو نصیحت از نفس پیر می فروش

با درد ما بساز و ز درمان سخن مگوی

صوفی شو و ز راه صفا دُرد ما بنوش

یا حسن ما مشاهده کن یا نظر ببند

یا یاد دوست کن به زبان یا به لب خموش

انکار سالکان طریقت صواب نیست

در سلک ما درآی و در انکار ما مکوش

اینجا ریا و دلق مزوّر نمی خرند

بیزارم از عبادت زهّاد خودفروش

تا عیب تو بپوشی به زیر خاک

بنیان غیب،عیب ترا کرد خاکپوش

چون پنبه گشت موی بناگوش ما سپید

تا بر کشیم پنبه ی غفلت ز گوش هوش

ابن حسام قافله از پیش می روند

وز پس به الرحیل ندا می کند سروش

واپس چه خفته ای که فغان می کند درای

در پیش راه دور،جرس می زند خروش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۲مرا به قبله ی روی خود آشنایی بخش
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۳دلا چو شیوه ی رندی نمی رود از پیش
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴نگاری دلبری دارم چو زلف خود ز من سرکش
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۵ای کرده همچو نرگس خوشخواب خواب خوش
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۶ساقی بیار لعل مذاب رحیق خاص
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۷به وقت فصل بهار از چمن مکن اعراض
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۸بر گل ترا که گفت ز سنبل برار خط
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۹دل به ره باز نیامد به فسون وعّاظ
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.