پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴

نگاری دلبری دارم چو زلف خود ز من سرکش

به جان قربان شدم او را نمیگیرد دلم ترکش

ز حد بگذشت مشتاقی به جام باده ی باقی

لبالب کن قدح ساقی به یاد لعل او درکش

بر آن سرو سیم اندام اگر در بر کشی روزی

نه قد سرو دلجو جو و نه ناز صنوبر کش

گر آن آیینه روی از روی مهرت روی بنماید

نه روی ملک دارا بین و نه حکم سکندر کش

برو ای زاهد خودبین مه دایم عیب می بینی

قلم در حرف رندان پریشان قلندر کش

بزن چرخی و زین چنبر برون نه پای همت را

کزین بیرون بنه پای و قلم در چرخ و چنبر کش

ترا ابن حسام اول چو در کوی نکونامی

نشد ممکن گذر کردن به بدنامی علم در کش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۶ساقی بیار لعل مذاب رحیق خاص
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۷به وقت فصل بهار از چمن مکن اعراض
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۸بر گل ترا که گفت ز سنبل برار خط
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۹دل به ره باز نیامد به فسون وعّاظ
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۰تا شمعِ جمالِ تو برافروخت به مَجمَع
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۱بی تو حرامست تماشای باغ
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۲غمزهٔ تیز ترا سینهٔ من شد هدف
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۳به وقت گل چو به کف برنهی شراب رحیق
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.