پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۶

دوش از فراغ روی تو با روی سندروس

نالیده‌ام چو نای و فغان کرده‌ام چو کوس

گفتی به وعده دوش که کام از لبت دهم

افسوس ازین سخن که لبت می‌کند فسوس

آن را که پای‌بوس میسّر نمی‌شود

خود دست کی دهد که کند با تو دست بوس

آیینه پیش دار و در ابروی خود نگر

بر عاج بین کشیده کمانی ز آبنوس

می ده که دیر و زود عظام رمیم من

دستاس سالخورده گردون کند سبوس

سرخ از چه شد کرانه این طشت نقره‌کوب

خون سیاوش است در او یا سرشک طوس

ابن حسام دل چه نهی در فریب دهر

پرهیز کن ز عشوه دامادکش عروس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۸صبا نشان غبار دیار یار بپرس
  2. غزل شمارهٔ ۹۹زهّاد و عُجب و گوشهٔ محراب و کار خویش
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۰دانی چه گفت سالک خمّار خانه دوش
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱بیا که مجلس انس است و دلستان جان بخش
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۲مرا به قبله ی روی خود آشنایی بخش
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۳دلا چو شیوه ی رندی نمی رود از پیش
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۴نگاری دلبری دارم چو زلف خود ز من سرکش
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵ای کرده همچو نرگس خوشخواب خواب خوش
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.