پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶

ای ز بی‌غمخواریت هردم دلم غمخواره‌تر

نیست در دست غمت از من کسی بیچاره‌تر

مردم چشم مرا از حسرت لعل لبت

گردد از خون جگر هر دم به دم رخساره تر

در فراقت جامه از دل پاره می‌کردم ولیک

جامه را بگذاشتم کز جامه بُد جان پاره‌تر

از دلم از عشوه‌های غمزهٔ غمّاز تو

صبر شد آواره و آرام از او آواره‌تر

چشم و لعلت بر دل من دعوی خون می‌کنند

گرچه خونخوار است لعلت چشم از او خونخواره‌تر

معتدل گردد مشام از نزهت عود و گلاب

گر شود ز آب عذارت زلف را یک تاره تر

آب روی ابن حسام از چشمه‌سار چشم یافت

هم عفالله دیده کو دارد رخم همواره تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸زبس که می کند آن چشم فتنه بر من ناز
  2. غزل شمارهٔ ۸۹می بیارید که ایام بهار است امروز
  3. غزل شمارهٔ ۹۰آتش مهرتو در سینه نهان است هنوز
  4. غزل شمارهٔ ۹۱چو زلف دوست بباید شبی سیاه و دراز
  5. غزل شمارهٔ ۹۲شیخ را صومعه در رهن شراب است امروز
  6. غزل شمارهٔ ۹۳بیا به میکده بفروش خرقهٔ ناموس
  7. غزل شمارهٔ ۹۴خبری جان دل ز جانان پرس
  8. غزل شمارهٔ ۹۵دلا رعنایی سرو از چمن پرس
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.