پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲

تا قامت چو سرو تو بالا کشیده‌اند

درچشمم آن خیال چه رعنا کشیده‌اند

دامن کشان به باغ گذر کن که سرو را

دامن ز رشک قد تو در پا کشیده‌اند

نقش خیال ابروی شوخِ کمان‌وَشَت

بر کارگاه حسن چه زیبا کشیده‌اند

مستوفیان کشور خوبی چو خطّ تو

حرفی دگر به دور قمر ناکشیده‌اند

کارم به جان وکارد سوی استخوان رسید

از بس زبان طعن که در ما کشیده‌اند

این مردمان دیدهٔ خونین سرشک من

هردم ز گریه رخت به دریا کشیده‌اند

ابن حسام لؤلؤ نظم خوشاب تو

چون رشته در حمایل جوزا کشیده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴آن‌ها که طرف روز به گیسو گرفته‌اند
  2. غزل شمارهٔ ۶۵شب عیش است و ساقی با شراب ناب می‌آید
  3. غزل شمارهٔ ۶۶جان را همیشه بر سر کوی توراه باد
  4. غزل شمارهٔ ۶۷هلال عید کزین طاق زرنگار برآید
  5. غزل شمارهٔ ۶۸مرا هوای تو هرگز زسر به در نرود
  6. غزل شمارهٔ ۶۹چشم تو تیر غمزه چو اندر کمان نهاد
  7. غزل شمارهٔ ۷۰رخت نمونه ی صورت نگار چین باشد
  8. غزل شمارهٔ ۷۱هرشب از طوفان چشم آب از سرما بگذرد
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.