پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷

غمی دارم که وا گفتن نشاید

مرا زان غم به شب خفتن نشاید

غم دُردانه ای دارم که نامش

به الماس قلم سفتن نشاید

غباری کز سرکوی تو دارم

زلوح چهره ام رفتن نشاید

زگریه سوز دل ننشسته کآتش

به آب دیده بنهفتن نشاید

نصیحت می کند ابن حسامم

ولیک از دل پذیرفتن نشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹باحسن تو مه در صف دعوی ننشیند
  2. غزل شمارهٔ ۶۰ان را که مهر روی تو در دل نیافتند
  3. غزل شمارهٔ ۶۱خرم تر از رخت به چمن گل نیافتند
  4. غزل شمارهٔ ۶۲تا قامت چو سرو تو بالا کشیده‌اند
  5. غزل شمارهٔ ۶۳دل اگر رود ز حریم کوی تو ای صنم به کجارود؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۴آن‌ها که طرف روز به گیسو گرفته‌اند
  7. غزل شمارهٔ ۶۵شب عیش است و ساقی با شراب ناب می‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۶۶جان را همیشه بر سر کوی توراه باد
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.