پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰

لبت یاقوت گوهر پوش دارد

به گاه بوسه طعم نوش دارد

سرزلف سیاهت بر بناگوش

زنزهت بوی مرزنگوش دارد

چوگوشت با رقیبان است کم زان

که یک ره جانت ما گوش دارد

دلم با روی خوب تست دایم

بگو بهرخدا نیکوش دارد

چو جان تن را در آغوش آمدی دوش

تنم جان بین که در آغوش دارد

زدوشت دوش برخورداربودم

دلم امشب هوای دوش دارد

دل ابن حسام از اتش شوق

ز گرمی سینه را پرجوش دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲مگر چو دردکشان جام بی ریا بخشند
  2. غزل شمارهٔ ۵۳نگار من همه آیین دلبری دارد
  3. غزل شمارهٔ ۵۴مرا زمانه زخاک درت جدا مکناد
  4. غزل شمارهٔ ۵۵بیا بیا که در این خطهٔ خراب‌آباد
  5. غزل شمارهٔ ۵۶گل به فصل بهار می خندد
  6. غزل شمارهٔ ۵۷غمی دارم که وا گفتن نشاید
  7. غزل شمارهٔ ۵۸با خال تو گر مشک به دعوی بنشیند
  8. غزل شمارهٔ ۵۹باحسن تو مه در صف دعوی ننشیند
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.