پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹

بشکفت بر چمن گل عذرا عذار سرخ

وز جرم لاله شد کمر کوهسار سرخ

همچون خط تو شد طرف جویبار سبز

وز لاله صحن باغ چو رخسار یار سرخ

مطرب بساز پرده ی عشاق درحجاز

ساقی تو نیز عذر میار و می آر سرخ

گردون نگر که دامن این هفت خوان کند

هرشب به خون دیده ی اسفندیار سرخ

عطف هلالی فلکی بین که کرده اند

از خون خسروان فلک اقتدار سرخ

تا خون نکرد در جگر غنچه ی روزگار

گلگونه ی چمن نشد از روزگار سرخ

بر رهگذار دیده ز خون بسته ام دو جوی

ای بس که کرده ام رخ ازین رهگذار سرخ

از حسرت لب تو کند دیده دم به دم

رخسار زرد من چون گل نوبهار سرخ

کام از لبت که وعده ی ابن حسام بود

چشمش نگر که چون شد از این انتظار سرخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱به جرعه ای که ز جام جهان نما بخشند
  2. غزل شمارهٔ ۵۲مگر چو دردکشان جام بی ریا بخشند
  3. غزل شمارهٔ ۵۳نگار من همه آیین دلبری دارد
  4. غزل شمارهٔ ۵۴مرا زمانه زخاک درت جدا مکناد
  5. غزل شمارهٔ ۵۵بیا بیا که در این خطهٔ خراب‌آباد
  6. غزل شمارهٔ ۵۶گل به فصل بهار می خندد
  7. غزل شمارهٔ ۵۷غمی دارم که وا گفتن نشاید
  8. غزل شمارهٔ ۵۸با خال تو گر مشک به دعوی بنشیند
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.