پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸

لَمَع البَرقُ و النُجوم یَلوح

اَسقِنِی الرَاح ذاکَ راحَتُ روح

امشب از نرگس تو مخمورم

جرعه‌ای از لبت به وقت صبوح

پند ناصح چو درنمی‌گیرد

توبه کردم ز توبه‌های نصوح

از در میکده گشایش جوی

تو چه دانی که در کجاست فتوح

آنچه اندر سفینهٔ دل ماست

نتوان یافت در سفینهٔ نوح

چون شدی تیر عشق را تسلیم

در ره عاشقان شدی مذبوح

شعر ابن حسام مستان را

قوت قلب است، بلکه قوَّت روح

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰لبت یاقوت گوهر پوش دارد
  2. غزل شمارهٔ ۵۱به جرعه ای که ز جام جهان نما بخشند
  3. غزل شمارهٔ ۵۲مگر چو دردکشان جام بی ریا بخشند
  4. غزل شمارهٔ ۵۳نگار من همه آیین دلبری دارد
  5. غزل شمارهٔ ۵۴مرا زمانه زخاک درت جدا مکناد
  6. غزل شمارهٔ ۵۵بیا بیا که در این خطهٔ خراب‌آباد
  7. غزل شمارهٔ ۵۶گل به فصل بهار می خندد
  8. غزل شمارهٔ ۵۷غمی دارم که وا گفتن نشاید
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.