پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷

ای کرده به غمزه دل صد شیفته تاراج

تیر مژه‌ات سینهٔ من ساخته آماج

پیوسته کمان سیه از مشک کشیده است

طفره‌ای دو ابروی تو بر دایرهٔ عاج

زان لب که رسیده است لطافت به نصابش

شرط است زکاتی که رسانند به محتاج

ای سرو گل‌اندام بده بادهٔ صافی

بر نالهٔ مرغ سحر و نغمهٔ درّاج

ای اهل صفا را در تو کعبهٔ مقصود

لبیک‌زنان بین به سر کوی تو حُجّاج

در پنجهٔ عشاق کمانی‌ست قوی‌پی

کان را نکشیده است به جز بازوی حلّاج

بر خاک رعونت به تکبر چه خرامی

سرها بنگر زیر پی انداخته بی‌تاج

بگرفت لبت ملک لطافت به ملاحت

پیداست که از کشور خوبان که برد باج

گو خاک درت سجده‌گه ابن حسام است

ارشاد چنین می‌کندش سالک منهاج

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹بشکفت بر چمن گل عذرا عذار سرخ
  2. غزل شمارهٔ ۵۰لبت یاقوت گوهر پوش دارد
  3. غزل شمارهٔ ۵۱به جرعه ای که ز جام جهان نما بخشند
  4. غزل شمارهٔ ۵۲مگر چو دردکشان جام بی ریا بخشند
  5. غزل شمارهٔ ۵۳نگار من همه آیین دلبری دارد
  6. غزل شمارهٔ ۵۴مرا زمانه زخاک درت جدا مکناد
  7. غزل شمارهٔ ۵۵بیا بیا که در این خطهٔ خراب‌آباد
  8. غزل شمارهٔ ۵۶گل به فصل بهار می خندد
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.