پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶

اگر چه خُرده شناس و مبصّرم به حدیث

به خُردهٔ دهنت ره نمی برم به حدیث

خیال سرو قدت را خیال ها بستم

سخن دراز شد و من مقصّرم به حدیث

خیال حسن تو صورت نمی توانم بست

به وجه احسن اگر چه مصورم به حدیث

به صفِّ ابروی شوخ تو پی نیارم برد

اگر چه در صف معنی کمان ورم به حدیث

بیان آن لب شیرین نمی توانم کرد

به نطق اگر چه نمودار شکّرم به حدیث

از آن مدینه که در وی زلال علم دهند

غلام مشرب ساقی کوثرم به حدیث

هزار قنطره ابن حسام در راه است

مگر به منزل مقصود ره برم به حدیث

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸لَمَع البَرقُ و النُجوم یَلوح
  2. غزل شمارهٔ ۴۹بشکفت بر چمن گل عذرا عذار سرخ
  3. غزل شمارهٔ ۵۰لبت یاقوت گوهر پوش دارد
  4. غزل شمارهٔ ۵۱به جرعه ای که ز جام جهان نما بخشند
  5. غزل شمارهٔ ۵۲مگر چو دردکشان جام بی ریا بخشند
  6. غزل شمارهٔ ۵۳نگار من همه آیین دلبری دارد
  7. غزل شمارهٔ ۵۴مرا زمانه زخاک درت جدا مکناد
  8. غزل شمارهٔ ۵۵بیا بیا که در این خطهٔ خراب‌آباد
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.