پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵

گل صد برگ را روی تو وارث

شمیم مشک را موی تو وارث

ز هر نرگس که او جادو فریب است

فریب چشم جادوی تو وارث

ز هر سنبل که بر نسرین کند ناز

نسیم جعد گیسوی تو وارث

هر آن هندو که بر ابرو نشیند

سواد زلف هندوی تو وارث

ز سروی کان به باغ راستان است

قد چون سرو دلجوی تو وارث

کمان مشک را بر تخته سیم

جبین و خط ابروی تو وارث

ز خوش گویان همه ابن حسام است

زبان و طبع خوشگوی تو وارث

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷ای کرده به غمزه دل صد شیفته تاراج
  2. غزل شمارهٔ ۴۸لَمَع البَرقُ و النُجوم یَلوح
  3. غزل شمارهٔ ۴۹بشکفت بر چمن گل عذرا عذار سرخ
  4. غزل شمارهٔ ۵۰لبت یاقوت گوهر پوش دارد
  5. غزل شمارهٔ ۵۱به جرعه ای که ز جام جهان نما بخشند
  6. غزل شمارهٔ ۵۲مگر چو دردکشان جام بی ریا بخشند
  7. غزل شمارهٔ ۵۳نگار من همه آیین دلبری دارد
  8. غزل شمارهٔ ۵۴مرا زمانه زخاک درت جدا مکناد
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.