پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹

دیدم نبشته از قلم مشکبار دوست

خطی سیه چو سنبل تر بر غذار دوست

بر صفحه حریر کشیده به مشک ناب

حرفی ز نوک خامه عنبر نگار دوست

صد جان من فدای تو پیک خجسته پی

کآورده ای به من خبری از دیار دوست

خوش باد وقت باد سحرگه که دم به دم

مشکین کند مشام ز بوی نثار دوست

چشم رمد رسیده من روشنی گرفت

زان توتیا که می رسد از رهگذار دوست

روی نیاز ما و در بی نیاز دوست

چشم امید ما و نثار غبار دوست

بلبل به انتظار که هنگام گل رسد

ابن حسام دلشده در انتظار دوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱رسم وفا ز یار طلب می کنیم و نیست
  2. غزل شمارهٔ ۴۲خط تو دایره ماهتاب را بگرفت
  3. غزل شمارهٔ ۴۳از کس دلم ندید طریق نگاهداشت
  4. غزل شمارهٔ ۴۴خرم دل آن کس که به غم های تو شاد است
  5. غزل شمارهٔ ۴۵گل صد برگ را روی تو وارث
  6. غزل شمارهٔ ۴۶اگر چه خُرده شناس و مبصّرم به حدیث
  7. غزل شمارهٔ ۴۷ای کرده به غمزه دل صد شیفته تاراج
  8. غزل شمارهٔ ۴۸لَمَع البَرقُ و النُجوم یَلوح
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.