پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲

خط تو دایره ماهتاب را بگرفت

به باغ عارض تو سبزه آب را بگرفت

ستاره چشم سر طرّه قمر پوشید

به زیر سایه شب آفتاب را بگرفت

به شب ، جمال تو، گفتم ببینم اندر خواب

خیال روی تو در دیده خواب را بگرفت

دلم ز فتنه ی چشم تو گرچه بود خراب

غمت بیامد و ملک خراب را بگرفت

به رقص زهره به خنیاگری به چرخ آمد

به چنگ دوش چو زهره رباب را بگرفت

مقیم کوی تو شد دل چه بخت یار دلیست

که استانه ی دولت مآب را بگرفت

بس از خیال پرستی و مستی ابن حسام

که صبح شیب تو شام شباب را بگرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴خرم دل آن کس که به غم های تو شاد است
  2. غزل شمارهٔ ۴۵گل صد برگ را روی تو وارث
  3. غزل شمارهٔ ۴۶اگر چه خُرده شناس و مبصّرم به حدیث
  4. غزل شمارهٔ ۴۷ای کرده به غمزه دل صد شیفته تاراج
  5. غزل شمارهٔ ۴۸لَمَع البَرقُ و النُجوم یَلوح
  6. غزل شمارهٔ ۴۹بشکفت بر چمن گل عذرا عذار سرخ
  7. غزل شمارهٔ ۵۰لبت یاقوت گوهر پوش دارد
  8. غزل شمارهٔ ۵۱به جرعه ای که ز جام جهان نما بخشند
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.