پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷

ما را به کوی وحدت تا با تو آشنائیست

از خاک آستانت در دیده روشنائیست

هم بی تو مستمندیم هم با تو دردمندیم

این عقد مشکل آمد وقت گره گشائیست

با محنت فراقت در انتظار وصلیم

با دولت وصالت اندیشه جدائیست

از عشوه های چشمش ای دل به گوشه بنشین

کاین شوخ فتنه انگیز در عین دلربائیست

در روی خوب رویان چون بنگری ببینی

آثار حسن معنی کآیینه خدائیست

زنهار تا نبندی دل در عروس دنیا

هر چند دلفروزیست کش پیشه بی وفائیست

ابن حسام عمری بر رهگذر کویت

بنشست و کس نگفتش کاین مبتلا کجائیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹دیدم نبشته از قلم مشکبار دوست
  2. غزل شمارهٔ ۴۰جعد مشکینت که دل وابسته سودای اوست
  3. غزل شمارهٔ ۴۱رسم وفا ز یار طلب می کنیم و نیست
  4. غزل شمارهٔ ۴۲خط تو دایره ماهتاب را بگرفت
  5. غزل شمارهٔ ۴۳از کس دلم ندید طریق نگاهداشت
  6. غزل شمارهٔ ۴۴خرم دل آن کس که به غم های تو شاد است
  7. غزل شمارهٔ ۴۵گل صد برگ را روی تو وارث
  8. غزل شمارهٔ ۴۶اگر چه خُرده شناس و مبصّرم به حدیث
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.