پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴

قد چو سرو تو بر جویبار دیده ماست

غبار راه تو بر رهگذار دیده ماست

به آرزوی لبت خون گرفت خانه چشم

خیال لعل تو گلشن نگار دیده ماست

چو نرگسی که دمد بر کنار چشمه آب

سواد چشم تو در چشمه سار دیده ماست

بلا کشید دل ودیده اختیار تو کرد

بلای دل همه از اختیار دیده ماست

به سرو و لاله چه خوانی مرا ز باغ رخت

قد تو سرو و رخت لاله زار دیده ماست

بکشت چشم تو ابن حسام را گفتم

به غمزه گفت که این کار کار دیده ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶مسلمانان دلی دارم جراحت
  2. غزل شمارهٔ ۳۷ما را به کوی وحدت تا با تو آشنائیست
  3. غزل شمارهٔ ۳۸ای روشنی دیده دعا می رسانمت
  4. غزل شمارهٔ ۳۹دیدم نبشته از قلم مشکبار دوست
  5. غزل شمارهٔ ۴۰جعد مشکینت که دل وابسته سودای اوست
  6. غزل شمارهٔ ۴۱رسم وفا ز یار طلب می کنیم و نیست
  7. غزل شمارهٔ ۴۲خط تو دایره ماهتاب را بگرفت
  8. غزل شمارهٔ ۴۳از کس دلم ندید طریق نگاهداشت
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.