پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵

مپیچ در سر زلفش که سر به سر سوداست

مرو به جانب کویش که در به در غوغاست

دلا ز عشوه چشمش به گوشه ای بنشین

که چشم فتنه کنش دیده ای که عین بلاست

هزار نقش خیال قدت بر آب زدم

بدان شمایل موزون یکی نیامد راست

به سان سرو سهی بر کنار چشمه آب

خیال قد تو در چشمه سار دیده ماست

ز بوی زلف تو در هر چمن که می پویم

نسیم غالیه گردان و باد مجمره ساست

به هر طرف که شود سنبل تو نافه گشای

سخن ز مشک نگویم که ان حدیث خطاست

رواست گر لب تو کام جان ابن حسام

روا کند که لبت جانفزای و کامرواست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷ما را به کوی وحدت تا با تو آشنائیست
  2. غزل شمارهٔ ۳۸ای روشنی دیده دعا می رسانمت
  3. غزل شمارهٔ ۳۹دیدم نبشته از قلم مشکبار دوست
  4. غزل شمارهٔ ۴۰جعد مشکینت که دل وابسته سودای اوست
  5. غزل شمارهٔ ۴۱رسم وفا ز یار طلب می کنیم و نیست
  6. غزل شمارهٔ ۴۲خط تو دایره ماهتاب را بگرفت
  7. غزل شمارهٔ ۴۳از کس دلم ندید طریق نگاهداشت
  8. غزل شمارهٔ ۴۴خرم دل آن کس که به غم های تو شاد است
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.