پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰

شَرَرِ آتَشِ هِجْرانِ تو در سینه‌یِ ماست

پَرتوِ عَکْسِ خیالِ تو در آیینه‌یِ ماست

هَم‌دَمی نیست که با او نَفَسی بنشینیم

جُز غَمِ عِشْقِ تو کان مونِسِ دیرینه‌یِ ماست

دادِ خود، عاقِبَتِ کار ز ما بِسْتانَد

روزْگارِ سِتَم‌اَنْدیش که در کینه‌یِ ماست

هرکسی «اِبْنِ حِسام» از پی گنجی، رنجی

بُرْد، نَقْدِ سخنِ ماست که گَنْجینه‌یِ ماست

کُرسی ما نَسِزَد چَرْخ که هِنْگامِ سُخَن

زِ بَرِ ذُرْوِه‌یِ او، پایه‌یِ زیرینه‌یِ ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲خیال ابرویت ار سجده می کنم پیوست
  2. غزل شمارهٔ ۳۳دلا بپرس که آن روشنی دیده کجاست
  3. غزل شمارهٔ ۳۴قد چو سرو تو بر جویبار دیده ماست
  4. غزل شمارهٔ ۳۵مپیچ در سر زلفش که سر به سر سوداست
  5. غزل شمارهٔ ۳۶مسلمانان دلی دارم جراحت
  6. غزل شمارهٔ ۳۷ما را به کوی وحدت تا با تو آشنائیست
  7. غزل شمارهٔ ۳۸ای روشنی دیده دعا می رسانمت
  8. غزل شمارهٔ ۳۹دیدم نبشته از قلم مشکبار دوست
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.