پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳

دلم فریفتهٔ آن شمایل عربی‌ست

که شکل و شیوه او را هزار بوالعجبی‌ست

خیال لعل لبش در درون سینه من

چو باده در دل پر خون شیشهٔ حلبی‌ست

بکشت فتنهٔ چشمش مرا و می‌بینم

که همچنان نظرش سوی من به بولعجبی‌ست

مرید پیر مغانم که شیخ هر قومی

میان قوم چو اندر میان فرقه نبی‌ست

مخار پای دل رهروان به خار جفا

که این طریقهٔ بد راه و رسم بولهبی‌ست

مرو ز راه ادب تا بلندبخت شوی

که شوربختی مردم ز راه کم‌ادبی‌ست

کجاست بانی قصر ارم که ترکیبش

به قصر شاه کنون خشت شرفهٔ طنبی‌ست

ز جام لم یزلی جرعه‌ای به من دادند

مگوی مستی من ذوق بادهٔ عنبی‌ست

مکن ز گردش دوران شکایت ابن حسام

که عادت فلک دون‌پرست منقلبی‌ست

برو به آب قناعت بشوی دست طمع

که بیش حرمت مردم ز فرط کم‌طلبی‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵ای خوش آن بلبل که گلزاریش هست
  2. غزل شمارهٔ ۲۶دلبری دارم که دل در بندِ زُلف و خالِ اوست
  3. غزل شمارهٔ ۲۷بیا که بویِ رَیاحین دَمید و گُل بِشِکُفْت
  4. غزل شمارهٔ ۲۸صَبا، حکایتِ زُلْفِ مرا پَریشان گُفْت
  5. غزل شمارهٔ ۲۹ای خوشا آن دم که بنشینیم رویاروی دوست
  6. غزل شمارهٔ ۳۰شَرَرِ آتَشِ هِجْرانِ تو در سینه‌یِ ماست
  7. غزل شمارهٔ ۳۱ما را به غیرِ یادِ تو، اندر ضَمیر نیست
  8. غزل شمارهٔ ۳۲خیال ابرویت ار سجده می کنم پیوست
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.