پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵

پوشد ز زشک یلمق تو اطلس آفتاب

پیش رخ تو ذره بود واپس آفتاب

جز زلف تو که سجد کند آفتاب را

در دور حسن تو نپرستد کس آفتاب

گر آفتاب تیره شود با کمال نور

یک لمعه از لقای تو ما را بس آفتاب

گفتم مگر به سر رسدم آفتاب وصل

در طالعه نبود بدین سدرس آفتاب

گر مهر طلعت تو بر ابن حسام تافت

شاید که تافت بر سمن و بر خس آفتاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷چو فیض ابر به نم لاله را کلاه بشست
  2. غزل شمارهٔ ۱۸خوشتر ز آستان تو ما را مقام نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۹حقّا که به حسن تو ملک نیست
  4. غزل شمارهٔ ۲۰حسنت که آفتاب تجلی از او گرفت
  5. غزل شمارهٔ ۲۱هر جفایی که ممکن است ازوست
  6. غزل شمارهٔ ۲۲سنبل تر دمیده بر گل دوست
  7. غزل شمارهٔ ۲۳دلم فریفتهٔ آن شمایل عربی‌ست
  8. غزل شمارهٔ ۲۴مرا درد تو دایم هم نشین است
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.