پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷

چو فیض ابر به نم لاله را کلاه بشست

بنفشه تازه شد و طرّه دوتاه بشست

کف سحاب چو سقّا گلاب زن برداشت

ز خاک غالیه گون چهره گیاه بشست

بیا بیا که گر از عشق توبه می کردم

به بوی زلف تو دل دست ازین گناه بشست

اگر به غیر تو چشم نظر سیه کردم

بیا که خاک درت چشم عذرخواه بشست

بر آستان تو چندان گریست ابن حسام

که آب دیدهٔ او نامه سیاه بشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹حقّا که به حسن تو ملک نیست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰حسنت که آفتاب تجلی از او گرفت
  3. غزل شمارهٔ ۲۱هر جفایی که ممکن است ازوست
  4. غزل شمارهٔ ۲۲سنبل تر دمیده بر گل دوست
  5. غزل شمارهٔ ۲۳دلم فریفتهٔ آن شمایل عربی‌ست
  6. غزل شمارهٔ ۲۴مرا درد تو دایم هم نشین است
  7. غزل شمارهٔ ۲۵ای خوش آن بلبل که گلزاریش هست
  8. غزل شمارهٔ ۲۶دلبری دارم که دل در بندِ زُلف و خالِ اوست
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.