پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶

ای جمال تو مرا شمع شب افروز امشب

شمع گو مشعله داری ز تو آموز امشب

شمع را تاب تو چون نیست از آن می‌سوزد

گو چو پروانه درین سوز همی‌سوز امشب

امشب از شمع رخت مجلس ما روشن شد

شمع گو چهر دل‌افروز میفروز امشب

شبم از طلعت زیبای تو امشب روزست

کاش تا روز قیامت نشود روز امشب

پاره‌ای بر دل صد پاره ما دوخت ز وصل

سوزن ناوک آن غمزه دلدوز امشب

لب لعل تو به کام دل من داد بداد

بر مراد دل از اینم شده پیروز امشب

شب اگر حادثه زاید چه عجب ابن حسام

به علی رغم جهان عیش بیندوز امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸خوشتر ز آستان تو ما را مقام نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۹حقّا که به حسن تو ملک نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰حسنت که آفتاب تجلی از او گرفت
  4. غزل شمارهٔ ۲۱هر جفایی که ممکن است ازوست
  5. غزل شمارهٔ ۲۲سنبل تر دمیده بر گل دوست
  6. غزل شمارهٔ ۲۳دلم فریفتهٔ آن شمایل عربی‌ست
  7. غزل شمارهٔ ۲۴مرا درد تو دایم هم نشین است
  8. غزل شمارهٔ ۲۵ای خوش آن بلبل که گلزاریش هست
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.