پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶

ای به سر کوی تو مسکن و مأوی مرا

خاک درت خوش‌تر از جنت اعلی مرا

روی توام در نظر فکر توام در ضمیر

بهتر از این چون بود صورت و معنی مرا

گوشه‌نشینان کنند دعوی هر قبله‌ای

قبلهٔ ابروی توست کعبه دعوی مرا

دانهٔ خال تو شد راهزن زهد من

عشق تو بر باد داد خرمن تقوی مرا

من که شدم کشتهٔ آن بت عیسی سرشت

بو که حیاتی دهد از دم عیسی مرا

خاطر مسکین به هجر چون ره تسکین برد

گر ندهد مژده‌ای وصل تسلی مرا

گر شود ابن حسام در غم عشقش تمام

بس بود این دولت از دنیی و عقبی مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸ای غافل از بلای دل مبتلای ما
  2. غزل شمارهٔ ۹ای کعبه تحقیق سر کوی تو ما را
  3. غزل شمارهٔ ۱۰ای غمزه تیز کرده به قصد هلاک ما
  4. غزل شمارهٔ ۱۱روی تو چشم خیره کند آفتاب را
  5. غزل شمارهٔ ۱۲نهان که می‌کند این درد آشکارهٔ ما
  6. غزل شمارهٔ ۱۳نَسیِم الوَرد یَذکُرنِی حَبِیب ِ
  7. غزل شمارهٔ ۱۴ای ز خطت غالیه پر مشک ناب
  8. غزل شمارهٔ ۱۵پوشد ز زشک یلمق تو اطلس آفتاب
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.