پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵

ای کعبهٔ جان خاک سر کوی تو ما را

محراب دل اندر خم ابروی تو ما را

هر بار که پای از سر کوی تو کشم باز

پابست کند باز سر موی تو ما را

در راه تو خون دل عشاق سبیل است

گو چشم تو خون ریز به یرغوی تو ما را

جز نقش تو در دیده خیالی که در آید

از سر ببرد نرگس جادوی تو ما را

در مملکت حسن ز هر وجه که خوب است

در چشم نیاید به جز از روی تو ما را

زان روی که از سلسله اهل جنونیم

زنجیر کند حلقه گیسوی تو ما را

افتاده چشم سیهت ابن حسام است

زان روز که افتاده نظر سوی تو ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷مهوَّسان ز پی خاطر مهوِّس ما
  2. غزل شمارهٔ ۸ای غافل از بلای دل مبتلای ما
  3. غزل شمارهٔ ۹ای کعبه تحقیق سر کوی تو ما را
  4. غزل شمارهٔ ۱۰ای غمزه تیز کرده به قصد هلاک ما
  5. غزل شمارهٔ ۱۱روی تو چشم خیره کند آفتاب را
  6. غزل شمارهٔ ۱۲نهان که می‌کند این درد آشکارهٔ ما
  7. غزل شمارهٔ ۱۳نَسیِم الوَرد یَذکُرنِی حَبِیب ِ
  8. غزل شمارهٔ ۱۴ای ز خطت غالیه پر مشک ناب
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.