پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹

ای کعبه تحقیق سر کوی تو ما را

محراب دعا قبله ابروی تو ما را

آن زلف کمند افکن و آن غمزه خونریز

بستند و بکشتند به یرغوی تو ما را

هرچند ز بیراه به راه آوَرَدَم دل

از ره ببرد غمزه جادوی تو ما را

من معتقد پیر مغانم که در این راه

ارشاد طریقت بکند سوی تو ما را

از ظلمت گیسوی تو بیرون نتوان رفت

گر مشعله داری نکند روی تو ما را

دی چشم تو با غمزه به تاراج دل آمد

بردند سراسیمه به انجوی تو ما را

بر پای دل ابن حسام است کمندی

زان طرّه که بسته است به یک موی تو ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱روی تو چشم خیره کند آفتاب را
  2. غزل شمارهٔ ۱۲نهان که می‌کند این درد آشکارهٔ ما
  3. غزل شمارهٔ ۱۳نَسیِم الوَرد یَذکُرنِی حَبِیب ِ
  4. غزل شمارهٔ ۱۴ای ز خطت غالیه پر مشک ناب
  5. غزل شمارهٔ ۱۵پوشد ز زشک یلمق تو اطلس آفتاب
  6. غزل شمارهٔ ۱۶ای جمال تو مرا شمع شب افروز امشب
  7. غزل شمارهٔ ۱۷چو فیض ابر به نم لاله را کلاه بشست
  8. غزل شمارهٔ ۱۸خوشتر ز آستان تو ما را مقام نیست
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.