پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷

مهوَّسان ز پی خاطر مهوِّس ما

به ذکر دوست مزیّن کنید مجلس ما

خیال آن رخ رشک پری و غیرت حور

برون نمی‌رود از سینهٔ مسَوِّس ما

نهال قامت و چشم تو باغبان چون دید

برفت -گفت- طراوت ز سرو و نرگس ما

به مجلسی که تو باشی چراغ گو بنشین

بس است شمع خیال تو در مجالس ما

به جای بادهٔ گرم زهر می‌دهی نوش است

به شرط آن که تو باشی امیر مجلس ما

ز کنه وصف تو ابن حسام دور افتاد

کجا رسد به تو اندیشهٔ مهندس ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹ای کعبه تحقیق سر کوی تو ما را
  2. غزل شمارهٔ ۱۰ای غمزه تیز کرده به قصد هلاک ما
  3. غزل شمارهٔ ۱۱روی تو چشم خیره کند آفتاب را
  4. غزل شمارهٔ ۱۲نهان که می‌کند این درد آشکارهٔ ما
  5. غزل شمارهٔ ۱۳نَسیِم الوَرد یَذکُرنِی حَبِیب ِ
  6. غزل شمارهٔ ۱۴ای ز خطت غالیه پر مشک ناب
  7. غزل شمارهٔ ۱۵پوشد ز زشک یلمق تو اطلس آفتاب
  8. غزل شمارهٔ ۱۶ای جمال تو مرا شمع شب افروز امشب
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.