پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱

به امیدی که بگشاید ز لعل یار مشکل‌ها

خیال آن لب میگون چه خون افتاده در دل‌ها

مخسب ای دیده چون نرگس به خوش‌خوابی و مخموری

که شب‌خیزان همه رفتند و بربستند محمل‌ها

دلا در دامن پیر مغان زن دست و همت خواه

که بی‌سالک نشاید کرد قطعاً قطع منزل‌ها

سبکباران برون بردند رخت از بحر بی‌پایان

نمی‌یابند بیرون شو گرانباران به ساحل‌ها

نظر ابن حسام از ماسوی بردند و او را بین

«مَتی ما تَلقَ مَن تَهوی دَع الدنیا وَ اهمِلها»

ز حد بگذشت مشتاقی به جام بادهٔ باقی

«اَلا یا ایُّها الساقی ادر کَاساً وَناوِلها»

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳نقاب سنبل تر برشکن تجلّی را
  2. غزل شمارهٔ ۴مران به عنف خدا را ز آستانه مرا
  3. غزل شمارهٔ ۵ای کعبهٔ جان خاک سر کوی تو ما را
  4. غزل شمارهٔ ۶ای به سر کوی تو مسکن و مأوی مرا
  5. غزل شمارهٔ ۷مهوَّسان ز پی خاطر مهوِّس ما
  6. غزل شمارهٔ ۸ای غافل از بلای دل مبتلای ما
  7. غزل شمارهٔ ۹ای کعبه تحقیق سر کوی تو ما را
  8. غزل شمارهٔ ۱۰ای غمزه تیز کرده به قصد هلاک ما
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.