فهرست اشعار
- بخش ۱۸۱ - طاهر الباطن بود آنطاهر الباطن که معصوم
- بخش ۱۸۲ - طاهرالسر بود آن طاهرالسر کوبکونین
- بخش ۱۸۳ - الطب الروحانی شنو از طب روحانی مقالات
- بخش ۱۸۴ - الطریقه طریقت ملک سلاک راهست
- بخش ۱۸۵ - التفریق بین الکامل و الغافل کسی کش نیست تاب ترک نانی
- بخش ۱۸۶ - الطمس دگر طمس ار که سیرت در علوم است
- بخش ۱۸۷ - بابالضاء ظاهر الممکنات شنو از ظاهر الممکن که هست آن
- بخش ۱۸۸ - الظل مراداز ظل وجودی دان اضافی
- بخش ۱۸۹ - ظل الاول دگر دان ظل اول عقل اول
- بخش ۱۹۰ - ظلالاله بود ظل اله انسان کامل
- بخش ۱۹۱ - بابالعین العالم بفتح اللام چنین گویند ارباب معانی
- بخش ۱۹۲ - عوالم الجبروت و المکوت و الملک بود هم عالم جبروت اعلا
- بخش ۱۹۳ - العارف ز عارف گوش کن گر مرد راهی
- بخش ۱۹۴ - التعرف پس از تحقیق عارف کن توقف
- بخش ۱۹۵ - فرقه من المتعرفین یکی اندر لباس عارفانست
- بخش ۱۹۶ - و من المتعرفین گروهی باز از اهل تعرف
- بخش ۱۹۷ - و من المتعرفین گروهی کاهل علم و اختصاصند
- بخش ۱۹۸ - کلام آخر تصوف عجز و فقر و انکسار است
- بخش ۱۹۹ - تعرفه ممدوح شنیدی چون تعرفهای مقدوح
- بخش ۲۰۰ - عرفان صفی زان شد که بحرش درفشان شد
- بخش ۲۰۱ - العالم بکسراللام شنیدی چون ز عارف داستانی
- بخش ۲۰۲ - العامه شنو از عامه کاهل اقتصارند
- بخش ۲۰۳ - العارالعظیم دگر عار عظیم اندر ضمیرت
- بخش ۲۰۴ - العباده و العبودیه والعبوده دگر اندر عبادت کن تعقل
- بخش ۲۰۵ - العبادله عبادله بنزد مرد دانا
- بخش ۲۰۶ - العباد الحقیقی و هم مظاهر الاسماء کنون از اولیا گویم که درسر
- بخش ۲۰۷ - عبدالله بود عبدالله آنکو اندر او حق
- بخش ۲۰۸ - عبدالرحمن خود آن کو عبد رحمن از یقین است
- بخش ۲۰۹ - عبدالرحیم دگر عبدالرحیم آنست در نص
- بخش ۲۱۰ - عبدالملک بود عبدالملک کو بیتوقف
- بخش ۲۱۱ - عبدالقدوس ولیی کوست نامش عبد قدوس
- بخش ۲۱۲ - عبدالسلام ولیی باز کو عبدالسلام است
- بخش ۲۱۳ - عبدالمؤمن ز عبدالمؤمنت گویم معاین
- بخش ۲۱۴ - عبدالمهیمن بود عبدالمهیمن آنکه مشهود
- بخش ۲۱۵ - عبدالعزیز دگر عبدالعزیز آن در تمیز است
- بخش ۲۱۶ - عبدالجبار دگر عبدی که بر وی اسم جبار
- بخش ۲۱۷ - عبدالمتکبر کسی شد مظهر وصف تکبر
- بخش ۲۱۸ - عبدالخالق ز عبدالخالق ارپرسی هویداست
- بخش ۲۱۹ - عبدالباری ز عبدالباری ار علمت ادیب است
- بخش ۲۲۰ - عبدالمصور ولیی کو بود عبدالمصور
- بخش ۲۲۱ - عبدالغفار کسی کو مظهر غفار باشد
- بخش ۲۲۲ - عبدالقهار دگر هم عبدقهار است در کار
- بخش ۲۲۳ - عبدالوهاب دگر باشد ولیی عبد وهاب
- بخش ۲۲۴ - عبدالرزق ولیی عبد رزاقش بود نام
- بخش ۲۲۵ - عبدالفتاح چو نور اسم الفتاح برتافت
- بخش ۲۲۶ - عبدالعلیم بود عبدالعلیم آنکس که معلوم
- بخش ۲۲۷ - عبدالقابض تو عبدالقابض آنرا دان زحالش
- بخش ۲۲۸ - عبدالباسط تو عبدالباسط آنرا دان که مبسوط
- بخش ۲۲۹ - عبدالخافض ز عبدالخافضت گویم بیانی
- بخش ۲۳۰ - عبدالرافع زاسم رافعست اینجمله رفعت
- بخش ۲۳۱ - عبدالمعز کند عبدالمعز را در تولی
- بخش ۲۳۲ - عبدالمذل بود عبدالمذل در علم و احوال
- بخش ۲۳۳ - عبدالسمیع و البصیر بود عبدالسمیع آنکس که ز اشیاء
- بخش ۲۳۴ - عبدالحکم میان بندگان عبدالحکم را
- بخش ۲۳۵ - عبدالعدل ز عبدالعدل گویم با تو حالی
- بخش ۲۳۶ - عبداللطیف خود آن عبداللطیف اندر مقام است
- بخش ۲۳۷ - عبدالخبیر دگر هم زاولیا عبدالخبیر است
- بخش ۲۳۸ - عبدالحلیم بود عبدالحلیم آنکس که تعجیل
- بخش ۲۳۹ - عبدالعظیم بود عبدالعظیم آنکو ز رتبت
- بخش ۲۴۰ - عبدالغفور بود عبدالغفور اندر مکارم
متن اشعار به نقل از گنجور.