پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۲۲ - عبدالقهار

دگر هم عبدقهار است در کار

که باشد مظهر او بر اسم قهار

ز حق دارد خود او توفیق و تایید

که از وی نفس یابد قهر و تهدید

بقهر نفس دارد اهتمامی

بقهاریت استش احتشامی

هر آن فعلی که معلوم است و مستور

ز نفس از وی شود معدوم و مقهور

بنفس خویش و غیر است او مسلط

روانها داده بر دارائیش خط

بر اکوان او تواند کرد تأثیر

نه اکوانش تواند داد تغییر

هر آن شیئی تجاوز یابد از حد

ز قهر او بجای خود شود رد

در اکوان فعل و تأثیرش چنین است

فلک در پیش عزمش چون زمین است

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۲۴ - عبدالرزقولیی عبد رزاقش بود نام
  2. بخش ۲۲۵ - عبدالفتاحچو نور اسم الفتاح برتافت
  3. بخش ۲۲۶ - عبدالعلیمبود عبدالعلیم آنکس که معلوم
  4. بخش ۲۲۷ - عبدالقابضتو عبدالقابض آنرا دان زحالش
  5. بخش ۲۲۸ - عبدالباسطتو عبدالباسط آنرا دان که مبسوط
  6. بخش ۲۲۹ - عبدالخافضز عبدالخافضت گویم بیانی
  7. بخش ۲۳۰ - عبدالرافعزاسم رافعست اینجمله رفعت
  8. بخش ۲۳۱ - عبدالمعزکند عبدالمعز را در تولی
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.