پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۲۹ - عبدالخافض

ز عبدالخافضت گویم بیانی

اگر صافی دل و روشن روانی

بود آنکس که ز اشیاء در تذلل

در آید گاه رؤیت بی‌تامل

ز هر شیئی ببیند رؤیت حق

وزان رؤیت بخفض آید محقق

از آنرو خواهد ار وقتی نشانرا

بخفض آرد تمام انس و جانرا

نشان خافضیت ز او در اشیاء

عیانست ار تو داری چشم بینا

ز اسم خافض است این نوع تأثیر

کز آنها شمه‌ئی آید بتحریر

عجب نبود پس از عارف که بیناست

بذل و خفض از دیدار اشیاءست

که آید در نظر از ورد و خارش

ظهور ذوالجلال و اقتدارش

بخفض و اهتراز از هیبت حق

چنان آید که پیش صرصری بق

از آن حقش بخفض آرد فلک را

مطیع امر او سازد ملک را

بلرزد کوه اگر بیند شکیبش

بخشکد بحر اگر یابد نهیبش

ز خفض نوح کو با کبریا کرد

جهانرا غرق طوفان فنا کرد

براهیمی ز بال پشه خورد

شرار هستی نمرودی افسرد

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۳۱ - عبدالمعزکند عبدالمعز را در تولی
  2. بخش ۲۳۲ - عبدالمذلبود عبدالمذل در علم و احوال
  3. بخش ۲۳۳ - عبدالسمیع و البصیربود عبدالسمیع آنکس که ز اشیاء
  4. بخش ۲۳۴ - عبدالحکممیان بندگان عبدالحکم را
  5. بخش ۲۳۵ - عبدالعدلز عبدالعدل گویم با تو حالی
  6. بخش ۲۳۶ - عبداللطیفخود آن عبداللطیف اندر مقام است
  7. بخش ۲۳۷ - عبدالخبیردگر هم زاولیا عبدالخبیر است
  8. بخش ۲۳۸ - عبدالحلیمبود عبدالحلیم آنکس که تعجیل
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.