پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۲۸ - عبدالباسط

تو عبدالباسط آنرا دان که مبسوط

بود خیرش ز حق بر خلق و مضبوط

بنفس و مال و هر چیزی که واضح

بود باشد بخلق از حق مفرح

هر آن بسطی که آن باشد موافق

بامر حق رساند بر خلایق

از و یابند اشیاء انبساطی

که در هر رتبه دارند انضباطی

ز بسط است آنکه بی‌اصل و گزافست

بعقل وش رع و نظم کل خلافست

بود بسط آنکه گل بشگفت و آگاه

شد از جنبیدن باد سحرگاه

ز تاریکی بود بسط لیالی

دگر هم بسط روز از شمس عالی

بدینسان بسط هر شیئی مناسب

بحال اوست گر دانی مراتب

تجلی چون نماید اسم باسط

بعبدی اوست در بسط از وسایط

رساند بسط ظلمت را بشبها

فرستد بسط سوزش را به تبها

کشاند بسط وسعت را بصحرا

نشاند بسط جنبش را بدریا

فروشد بسط جلوه بر بساتین

دهد بسط آن صلابت بر سلاطین

دهد باشد گرت بسط تفرس

بهر ذی روحی او بسط تنفس

نماید داری ار بسط معانی

جهات سته را بسط مکانی

بدینسان بر همه اشیاء عالم

دهد بسطی بقدر وسع فافهم

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۳۰ - عبدالرافعزاسم رافعست اینجمله رفعت
  2. بخش ۲۳۱ - عبدالمعزکند عبدالمعز را در تولی
  3. بخش ۲۳۲ - عبدالمذلبود عبدالمذل در علم و احوال
  4. بخش ۲۳۳ - عبدالسمیع و البصیربود عبدالسمیع آنکس که ز اشیاء
  5. بخش ۲۳۴ - عبدالحکممیان بندگان عبدالحکم را
  6. بخش ۲۳۵ - عبدالعدلز عبدالعدل گویم با تو حالی
  7. بخش ۲۳۶ - عبداللطیفخود آن عبداللطیف اندر مقام است
  8. بخش ۲۳۷ - عبدالخبیردگر هم زاولیا عبدالخبیر است
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.