پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۳۵ - عبدالعدل

ز عبدالعدل گویم با تو حالی

تو هم بشنو بگوش اعتدالی

بود او مظهر عدل الهی

بزیر عدلش از مه تا بماهی

تجلی کرد ذات ذوالجلالش

باسم عدل در عین کمالش

پس او بالحق کند تعدیل در خلق

چو غرق بحر ذوالعدل است تا حلق

ز حق دارد وفا در حکم مطلق

بحق هر چه ذی حق است از حق

رساندن حق جلوه بربساتین

رساندن حق سبزی بر ریاحین

رساندن حق بریدن بخنجر

رساندن حق جنبیدن بصرصر

رساندن حق آب و رنگ بر گل

دگر هم حق شیدایی به بلبل

دگر برانگبین حق حلاوت

دگر بر یاسمن حق لطافت

دگر بر روز حق روشنائی

دگر برلیل حق تیره رائی

ادای حق هر شئی بدینسان

عدالت باشد اریابی تو آسان

تفاوتها باستحقاق اشیاءست

نه جبر است این حقوق جمله بر جاست

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۳۷ - عبدالخبیردگر هم زاولیا عبدالخبیر است
  2. بخش ۲۳۸ - عبدالحلیمبود عبدالحلیم آنکس که تعجیل
  3. بخش ۲۳۹ - عبدالعظیمبود عبدالعظیم آنکو ز رتبت
  4. بخش ۲۴۰ - عبدالغفوربود عبدالغفور اندر مکارم
  5. بخش ۲۴۱ - عبدالشکوربود عبدالشکور آنکس که دایم
  6. بخش ۲۴۲ - عبدالعلیبود عبدالعلی آنکس که برتر
  7. بخش ۲۴۳ - عبدالکبیردگر عبدالکبیر این ناگزیر است
  8. بخش ۲۴۴ - عبدالحفیظبود عبدالحفیظ آنکو نگهدار
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.