پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۳۸ - عبدالحلیم

بود عبدالحلیم آنکس که تعجیل

ندارد در جنایتها ز تکمیل

نماید در عقوبتها تعلل

کند آزار خلقان را تحمل

گرش بندند بر زنجیر و اغلال

نیاید در خروش از جور جهال

زمین را حلم او باشد نگهدار

خود آید کی بجوش از فعل اشرار

رسد معنای دیگر در خیالم

بر ادراکی دقیق است این مقالم

چو بردارم بتحقیقی بنانی

بخاطر ندهدم معنی امانی

کسی عبدالحلیم اندر شعار است

که بر هر ناملایم بردبار است

نه تنها حملش از خلقان بخویش است

بکل ماسوی او حلم کیش است

ز حلم او زمین بگرفت آرام

نزد دم هر چه کوبیدنش اندام

ز حملش فلکها را بی ز اهمال

بود در بحرها خود حمل اثقال

ز حملش کوهها را بهر معدن

بکوبی هر چه بر زحمت دهد تن

ز حلم اوست کاهن چون خورد تاب

در آتشدان بسندان آورد تاب

ز حلم اوست کاین ارض مطبق

فرو در خود نرفت از فعل ناحق

هر آنکس حلم حقرا مظهر است او

زمین و آسمان را لنگر است او

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۴۰ - عبدالغفوربود عبدالغفور اندر مکارم
  2. بخش ۲۴۱ - عبدالشکوربود عبدالشکور آنکس که دایم
  3. بخش ۲۴۲ - عبدالعلیبود عبدالعلی آنکس که برتر
  4. بخش ۲۴۳ - عبدالکبیردگر عبدالکبیر این ناگزیر است
  5. بخش ۲۴۴ - عبدالحفیظبود عبدالحفیظ آنکو نگهدار
  6. بخش ۲۴۵ - عبدالمقیتدگر عبدالمقیت او گاه و بیگاه
  7. بخش ۲۴۶ - عبدالحسیبدگر هم ز اولیا عبدالحسیب است
  8. بخش ۲۴۷ - عبدالجلیلنمایم واقف از عبدالجلیلت
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.