پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۴۷ - عبدالجلیل

نمایم واقف از عبدالجلیلت

که هست او در جلالتها دلیلت

حق او را ساخت مرآت کمالش

که باشد مظهر وصف جلالش

جلال حق چو او در ما سوا دید

وجود خود ز اجلالش فنا دید

نذلل پیش هر شیئی بحق کرد

جلال حق نشان درما خلق کرد

چو موجود حقیقی ذوالجلال است

ز بهر غیر او هستی محال است

از آن صوفی نبیند ما سوائی

سوای اوست معدم اربجایی

هر آن ز اشیاء جلال کبریا دید

شهنشه را مساوی با گدا دید

چو در این هر دو اجلالش عیانست

ز دو لاشیئی باقی مستعانست

تجلی کرد چون اسم جلیلش

هر آن شیئی است از هیبت ذلیلش

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۴۹ - عبدالرقیببود عبدالرقیب آنکس که در کیش
  2. بخش ۲۵۰ - عبدالمجیبمگر عبدالمجیب اول اجابت
  3. بخش ۲۵۱ - عبدالواسعز عبدالواسعت گویم بواقع
  4. بخش ۲۵۲ - عبدالحکیمبود عبدالحکیم آن کوست بینا
  5. بخش ۲۵۳ - عبدالودودبود عبدالودود آن پاک زادی
  6. بخش ۲۵۴ - عبدالمجیددگر از اولیا عبدالمجید است
  7. بخش ۲۵۵ - عبدالباعثتو عبدالباعث آنرا دان که احیا
  8. بخش ۲۵۶ - عبدالشهیدبود عبدالشهید آنکس که اشهاد
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.