پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۵۲ - عبدالحکیم

بود عبدالحکیم آن کوست بینا

بموقعهای حکمت اندر اشیاء

موفق او بتوفیق سداد است

بقول و فعل کز حقش نهاد است

نبیند او خلل در شیئی الا

کند مسدودش ار دارد تقاضا

نبیند هم فسادی در مقامی

که نارد بهر اصلاحش قیامی

نبیند هیچ نامعمور جائی

که ننهد بر تعمیرش بنائی

نگردد مشتبه قصدم ز ویران

نه آن باشد که می‌فهمند خلقان

بود مقصودم از ویرانه حالی

که اندر نظم تام آید خلالی

معانی را بجای خود نکو فهم

ز مو باریکتر شو مو بمو فهم

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۵۴ - عبدالمجیددگر از اولیا عبدالمجید است
  2. بخش ۲۵۵ - عبدالباعثتو عبدالباعث آنرا دان که احیا
  3. بخش ۲۵۶ - عبدالشهیدبود عبدالشهید آنکس که اشهاد
  4. بخش ۲۵۷ - عبدالحقبود عبدالحق آن کش حق ز باطل
  5. بخش ۲۵۸ - عبدالوکیلبود عبدالوکیل آنکس ز اطیاب
  6. بخش ۲۵۹ - عبدالقویبود عبدالقوی در قهر مشهور
  7. بخش ۲۶۰ - عبدالمتینکسی عبدالمتین اندر شکوه است
  8. بخش ۲۶۱ - عبدالولیمگر عبدلولی دور از تکلف
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.