پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۳۰ - عبدالرافع

زاسم رافعست اینجمله رفعت

که در اشیاءست پیدا وین مزیت

تو عبدالرافع آنرا دان بواقع

که بر وی جلوه گر شد اسم رافع

در اشیاء هر چه بیند او بموقع

بیابد خویش را از جمله ارفع

چو آنها را بچشم غیر بیند

پس ارفع خویش را در سیر بیند

برفعت آنکه با حق در قیام است

تجلی از رفعیش بالتمام است

ولی در سیر تام این رتبه پست است

خودیت چون بجا از حق پرستست؟

خود اشیاء جمله لاشئیند و نابود

بعارف حق بود در جمله مشهود

چو حق مشهود گردد در حقیقت

کجا ماند بجا بر عبد رفعت

شود معدوم و مندک هستی وی

که بیند هستی حق ثابت از شیی

پس اشیاءرا ز خود پندارد ارفع

هم اکمل باشد این رؤیت هم انفع

بخفض آید چو بنده رفع حق دید

وجود مطلق اندر ماخلق دید

هر آن حق دید خود را در عدم یافت

ز حق پس رفعتی از این قدم یافت

هر آن یک زین دوشق را اعتبار است

صفی را شق ثانی اختیار است

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۳۲ - عبدالمذلبود عبدالمذل در علم و احوال
  2. بخش ۲۳۳ - عبدالسمیع و البصیربود عبدالسمیع آنکس که ز اشیاء
  3. بخش ۲۳۴ - عبدالحکممیان بندگان عبدالحکم را
  4. بخش ۲۳۵ - عبدالعدلز عبدالعدل گویم با تو حالی
  5. بخش ۲۳۶ - عبداللطیفخود آن عبداللطیف اندر مقام است
  6. بخش ۲۳۷ - عبدالخبیردگر هم زاولیا عبدالخبیر است
  7. بخش ۲۳۸ - عبدالحلیمبود عبدالحلیم آنکس که تعجیل
  8. بخش ۲۳۹ - عبدالعظیمبود عبدالعظیم آنکو ز رتبت
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.