پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۲۱ - عبدالغفار

کسی کو مظهر غفار باشد

بهر عیبی ز حق ستار باشد

تجلی کرده بر وی اسم غفار

جنایتها ببخشد او بیک بار

نیارد جرم کس را در نظر باز

ببخشد بیشتر را بیشتر باز

ببخشد جرمهای تو بتو را

ز مجرم هم بپوشد عیب او را

خود الحق مظهر غفار این است

هر آن بخشنده را حال این چنین است

بدینسان چون باو شد یاری حق

بود منظور او غفاری حق

بهر طوری که حق با او عمل کرد

هم او بر خلق حق دو راز دغل کرد

صفی یارب فعالش بر تو پیداست

ببخش او را بدانسان کز تو زیباست

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۲۳ - عبدالوهابدگر باشد ولیی عبد وهاب
  2. بخش ۲۲۴ - عبدالرزقولیی عبد رزاقش بود نام
  3. بخش ۲۲۵ - عبدالفتاحچو نور اسم الفتاح برتافت
  4. بخش ۲۲۶ - عبدالعلیمبود عبدالعلیم آنکس که معلوم
  5. بخش ۲۲۷ - عبدالقابضتو عبدالقابض آنرا دان زحالش
  6. بخش ۲۲۸ - عبدالباسطتو عبدالباسط آنرا دان که مبسوط
  7. بخش ۲۲۹ - عبدالخافضز عبدالخافضت گویم بیانی
  8. بخش ۲۳۰ - عبدالرافعزاسم رافعست اینجمله رفعت
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.