پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۲۵ - عبدالفتاح

چو نور اسم الفتاح برتافت

گشایش عبد فتاح از خدا یافت

عطا فرمود حقش در لوایح

همانا علم اسرار مفاتح

بود زان اختلافات اندر اوضاع

که فتاحیتش باشد بانواع

گشود او را خصومات و مغالق

نمودش معضلات و هم مضایق

فرستاشد فتوحاتی ز رحمت

نکرد امساک از وی هیچ نعمت

کند هر گه تجلی اسم فتاح

بعبد از حق بدست آرد مفتاح

که هر بابی تواند زاو گشودن

بهر فتحی تواند هم فزودن

هر آن امری که فرض است افتتاحش

شود مفتوح زانگشت صلاحش

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۲۷ - عبدالقابضتو عبدالقابض آنرا دان زحالش
  2. بخش ۲۲۸ - عبدالباسطتو عبدالباسط آنرا دان که مبسوط
  3. بخش ۲۲۹ - عبدالخافضز عبدالخافضت گویم بیانی
  4. بخش ۲۳۰ - عبدالرافعزاسم رافعست اینجمله رفعت
  5. بخش ۲۳۱ - عبدالمعزکند عبدالمعز را در تولی
  6. بخش ۲۳۲ - عبدالمذلبود عبدالمذل در علم و احوال
  7. بخش ۲۳۳ - عبدالسمیع و البصیربود عبدالسمیع آنکس که ز اشیاء
  8. بخش ۲۳۴ - عبدالحکممیان بندگان عبدالحکم را
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.