پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۲۴ - عبدالرزق

ولیی عبد رزاقش بود نام

که از حق یافت رزقش وسعتی تام

کند پس بر عبادالله ایثار

برزق خویش و دارد شکر ازینکار

اگر خواهد دهد از نیم نانی

بعمری رزق بر خلق جهانی

شوند ار خلق یکجا مهیمانش

نیاید هیچ کم از سفره نانش

از آن رزق مبارک کش خداداد

بایثار او بکل ماسوا داد

کسی کو یبسط الرزقش نصیب است

بفیض من یشاالله قریب است

حق از خیرش جهانرا کرد آباد

برزق خلق بسط از خیر او داد

دهد رزاق مطلق بر خلایق

هر آن رزقی که در حالیست لایق

بود رزق بدن ماکول و ملبوس

دگر هم رزق حس ادراک محسوس

بود رزق خیال ادراک عالی

بر اشباح و صورهای خیالی

خود آن از ماده باشد مجرد

بمعنی دون مقدار اینست در حد

بتحقیق محقق رزق و هم است

معانیی که جزئی نزد فهم است

دگر هم رزق عقل است ار که دانی

علوم حقه و آن کلی معانی

بود پس واسطه کل عبد رازق

رسد هر رزق از وی بر خلایق

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۲۶ - عبدالعلیمبود عبدالعلیم آنکس که معلوم
  2. بخش ۲۲۷ - عبدالقابضتو عبدالقابض آنرا دان زحالش
  3. بخش ۲۲۸ - عبدالباسطتو عبدالباسط آنرا دان که مبسوط
  4. بخش ۲۲۹ - عبدالخافضز عبدالخافضت گویم بیانی
  5. بخش ۲۳۰ - عبدالرافعزاسم رافعست اینجمله رفعت
  6. بخش ۲۳۱ - عبدالمعزکند عبدالمعز را در تولی
  7. بخش ۲۳۲ - عبدالمذلبود عبدالمذل در علم و احوال
  8. بخش ۲۳۳ - عبدالسمیع و البصیربود عبدالسمیع آنکس که ز اشیاء
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.