پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۲۳ - عبدالوهاب

دگر باشد ولیی عبد وهاب

ز حق بر موهبتها دارد القاب

ببخشد هر چه هر کس را سزاوار

بود، وان حق او باشد در آثار

چون رنگ و بو که باشد لایق گل

دگر فریاد و افغان بهر بلبل

بدینسان جمله موجودات عالم

برد زا و بخش خود هر شیئی هر دم

ببخشد حق هر کس بی زاغماض

بدون بغض وحب خالی ز اغراض

بود جودش چو ظل بر خلق ممدود

که هست او واسطه بر جودذیجود

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۲۵ - عبدالفتاحچو نور اسم الفتاح برتافت
  2. بخش ۲۲۶ - عبدالعلیمبود عبدالعلیم آنکس که معلوم
  3. بخش ۲۲۷ - عبدالقابضتو عبدالقابض آنرا دان زحالش
  4. بخش ۲۲۸ - عبدالباسطتو عبدالباسط آنرا دان که مبسوط
  5. بخش ۲۲۹ - عبدالخافضز عبدالخافضت گویم بیانی
  6. بخش ۲۳۰ - عبدالرافعزاسم رافعست اینجمله رفعت
  7. بخش ۲۳۱ - عبدالمعزکند عبدالمعز را در تولی
  8. بخش ۲۳۲ - عبدالمذلبود عبدالمذل در علم و احوال
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.