پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۲۶ - عبدالعلیم

بود عبدالعلیم آنکس که معلوم

بر او باشد حقایقهای مکتوم

بیاموزد حقش علم حقایق

بکشف از نزد خود دون عوایق

بدون فکر و تعلیم و تعلم

که محتاج است بر بحث و تکلم

رسد گویند اهل ذوق و تحقیق

ز علام الغیوبش محض توفیق

صفای فطرت و نور وجود است

زهی آنرا کش از حق این نمود است

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۲۸ - عبدالباسطتو عبدالباسط آنرا دان که مبسوط
  2. بخش ۲۲۹ - عبدالخافضز عبدالخافضت گویم بیانی
  3. بخش ۲۳۰ - عبدالرافعزاسم رافعست اینجمله رفعت
  4. بخش ۲۳۱ - عبدالمعزکند عبدالمعز را در تولی
  5. بخش ۲۳۲ - عبدالمذلبود عبدالمذل در علم و احوال
  6. بخش ۲۳۳ - عبدالسمیع و البصیربود عبدالسمیع آنکس که ز اشیاء
  7. بخش ۲۳۴ - عبدالحکممیان بندگان عبدالحکم را
  8. بخش ۲۳۵ - عبدالعدلز عبدالعدل گویم با تو حالی
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.