پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۱۲ - عبدالسلام

ولیی باز کو عبدالسلام است

تجلی از سلامش بر مدام است

بود آنکس که حق دارد سلامت

دل او را ز نقص و عیب و آفت

دگر هم اندر آشنا و علامت

بود هر جا سقیمی زو سلامت

در اینمعنی گرت ذوقیست لایق

نمایم باز رمزی از دقایق

خود این تحقیق مخصوص خواص است

که از حقشان در ادراک اختصاص است

حق از وصف سلامش بر علامت

ز هم اضداد را دارد سلامت

شد اجماع عناصر در مزاجی

بهم باشند خوش بی اعوجاجی

زهم باشند بر یک حال سالم

بیکدیگرنه از وجهی مزاحم

حیات خلق کین سان بر نظام است

بپا زین اجتماع مستدام است

بود در یک بدن صد گونه آفت

سلامت یابد از حق زان مخافت

نبود از آن سلامتهای دائم

نبد چشم از نگاه خویش سالم

دگر آفات بیرونی خود افزون

بود از موج بحر و ریگ هامون

بدینسان سایر اشیاء که هر یک

فزون دارند هر آنی مهالک

وزد در باغ و بستان باد سختی

بنادر برگی افتد از درختی

چنان هر برگ و بیخی هست محکم

که از بادی نیابد هیچ ماتم

حقش دارد سلامت ورنه بر باد

شدی آن کشته‌ها از بیخ وبنیاد

هزاران کشتی از دریا بساحل

رسد با آنکه بر غرق است قابل

بدینسان هر وجودی در مقامش

بود سالم خود از اسم سلامش

در این معنی دهم گر داد مطلب

بباید بحرها گشتن مرکب

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۱۴ - عبدالمهیمنبود عبدالمهیمن آنکه مشهود
  2. بخش ۲۱۵ - عبدالعزیزدگر عبدالعزیز آن در تمیز است
  3. بخش ۲۱۶ - عبدالجباردگر عبدی که بر وی اسم جبار
  4. بخش ۲۱۷ - عبدالمتکبرکسی شد مظهر وصف تکبر
  5. بخش ۲۱۸ - عبدالخالقز عبدالخالق ارپرسی هویداست
  6. بخش ۲۱۹ - عبدالباریز عبدالباری ار علمت ادیب است
  7. بخش ۲۲۰ - عبدالمصورولیی کو بود عبدالمصور
  8. بخش ۲۲۱ - عبدالغفارکسی کو مظهر غفار باشد
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.